احمد عزیزی و بخشی از نوشته او در نافله ناز

1392/10/07

بخشی از احوالپرستی از کتاب نافله ناز


نافله ناز از احمد عزیزی


 

سلام طول می کنم و درود عرض می نمایم

اگر از حال من بخواهید تمام غربت های بیابنها شاهدند

که صاحب خسته ترین و خار خورده ترین پاهایم و مجنون

حقیرترین تعبیر من است

اگر به احوالات بنده پی می برید

بحمداله به تعمیر تفکر و اصلاح احساس مشغولم

و هیچ ملالی جز ادامه زندگی نیست

و ناسلامتی

حاصل است و بیماری بلبل است

 

نافله ناز از احمد عزیزی

وفصل گریه گل است

و کار مشکل است

و غمی جانکاه در دل است

به سکوت سلام می رسانم و از راه دور بر او درود می فرستم

سلام مرا به پونه خانم و جویبار جان عزیزم برسانید

به قله بگوئید عریضه مرا به آفتاب بدهد

به جای من با خوشبختی خداحافظی کنید

پرستو را سلام می رسانم

ابر سفید را سلام می رسانم

برای مزرعه نگرانم

آن سفارش مرا به دانائی یادتان نرود

سلام مرا به بینائی برسانید و بگوئید منتظر دیدارش هستم

مواظب احساس باشید که سرما نخورد

عشق را هرگز فراموش نکنید به گردن ما حق دارد

ضمنا دو سه دقیقه به شادی بدهکارم

زیاده عرضی نیست که دارای ارتفاع باشد




قربان شما تردید

 

   منبع خبر: گردآوری آمثبت

ارسال نظر

نام (اختیاری) :
*
ایمیل(اجباری):
نظر شما:
کد بالا :

نظرات کاربران