باکتری لپتوسپیرا و بیماری لپتوسپیروزیس

1393/05/25

باکتری لپتوسپیرا و بیماری لپتوسپیروزیس


 

لپتوسپیرا

 

 

 

لپتوسپيرا (Leptospira)

بيماري لپتوسپيروزيس يا تب شاليزار كه ناشي از لپتوسپيراها در انسان رخ مي‌دهد، يكي از گسترش‌‌يافته‌ترين بيماري‌هاي مشترك بين انسان و حيوانات است. چهره باليني اين بيماري آنقدر متغير است كه هرگز نمي‌توان تنها بر پايه علائم و نشاني‌هاي بيماري آن را تشخيص داد، به‌همين دليل تشخيص بيشتر بر پايه اعتماد به آزمايشگاه در نشان دادن و مشاهده عامل بيماري و دقت روشهاي سرولوژيكي استوار است.

لپتوسپيراهاي بيماري‌زا

لپتوسپيراها اسپيروكت‌هاي گرم منفي هوازي هستند كه 6 تا12 ميكرومتر طول و 1/0 ميكرومتر قطر دارند و در انتهاها داراي قلاب‌ بوده و يك فيلامانت محوري دارند (شكل 1). اين باكتري را به آساني بوسيله حركت چرخشي يا مارپيچي‌اش و قلاب مشخصي كه در يك يا هر دو انتهاي آن است مي‌توان تشخيص داد. باكتري‌هاي لپتوسپيرا بدليل حركات شديد و ضخامت كمشان قادرند از صافي‌هاي با اندازه ريز 22/0 تا 45/0 ميكرومتر كه اغلب باكتريها از آنها رد نمي‌شوند، رد شوند. لپتوسپيرا کاتالاز و اکسیداز مثبت است و از اسیدهای چرب با زنجيره بلند به عنوان منبع انرژی و کربن استفاده می‌کند. نمک‌های آمونیم مهم‌ترین منبع نیتروژن است. در pH قلیایی زنده بوده و آنها به 8 آزو گوانین حساس می‌باشند.

جنس لپتوسپيرا شامل دو گونه است :

1) لپتوسپيرا اينتروگانس(Leptospira interrogans) (بيماري‌زا)،

2) لپتوسپيرا بيفلكسا (غير بيماري‌زا).

 گونه پاتوژنيك لپتوسپيرا اينتروگانس داراي سروگروپ يا سرووارهاي (تيپهاي سرولوژيك) متعددي مي‌باشند (230 سروواريته). اين سرووارها را براساس ميزباني كه آلوده مي‌كنند تقسيم مي‌نمايند. مثلاً ميزبان سرووار ايكترهموراژيه (Icterohaemorrhagiae )، رات‌ها هستند، درحالي‌كه ميزبان سرووار پومونا (Pomona) و كانيكولا (Canicola) به ترتيب سگ و خوك‌‌ها هستند. بيماري از اين ميزبان‌ها به انسان منتقل مي‌شود و حيوانات مخزن باكتري محسوب مي‌شوند. از لحاظ شكل ظاهري گونه‌هاي بيماري‌زا و ساپروفيتهاي (غيربيماري‌زا) لپتوسپيرا از يكديگر قابل تفكيك نيستند و بهترين وسيله براي مشاهده اين اجرام، استفاده از ميكروسكوپ زمينه تاريك است.

لپتوسپيرا‌ها مي‌توانند عامل هموراژي، اسهال، زردي، مشكلات خطرناك كليوي (نكروز توبولار حاد)، كاهش حجم خون و علائم مننژيت آسپتيك شوند. هنوز مكانيسم تخريب بافت توسط اسپيروكت‌ها دچار ابهامات زيادي است. به نظر می‌رسد لپتوسپيرا‌ها يا توليد سم مي‌كنند و يا سلول ميزبان را به توليد مواد سمي تحريك مي‌نمايند. لپتوسپيرا وارد مايع مغزي- نخاعي مي‌شوند و بروز علائم مننژيتي با ظهور آنتي‌بادي ضدلپتوسپيرا همراه است، لذا به نظر می‌رسد که اين بيماري به دليل واكنش ايمني باشد. لپتوسپيرا داراي واكنش شبه ‌اندوتوكسين است (عليرغم اينكه فاقد 2-كتو3- دي اكسي اكتالولونيك اسيد يا KDO مي‌باشند) كه مي‌تواند عامل مؤثر بر روي عمل عروق باشد.

لپتوسپيروزيس درمان نشده در انسان.

لپتوسپيروزيس بصورت يك بيماري حاد آغاز مي‌شود كه بعد از 4 تا 7 روز فروكش مي‌كند. حدود 90 درصد از بيماران بعداً دچار لپتوسپيروزيس غيريرقاني مي‌شوند، در صورتي‌كه حدود 10 درصد دچار لپتوسپيروزيس بسيار خطرناك‌تر يرقاني (بيماري ويل) مي‌گردند. مرحله 1 لپتوسپيروزيس بدليل فعاليت لپتوسپيرا است، در حالي كه مرحله 2 لپتوسپيروزيس يك بيماري وابسته به سيستم ايمني مي‌باشد.

تمام سروتايپ‌هاي لپتوسپيرا اينتروگانس قادرند در انسان ايجاد لپتوسپيروزيس كنند كه گاهي به همراه زردي است و بيماري ويل (فرم يرقاني بيماري) است يا بدون زردي است و بيماري غيريرقاني می‌باشد. روش انتقال لپتوسپيروزيس به انسان، تماس با ادرار حيوان آلوده است. تماس مي‌تواند مثل دامداران و دامپزشكان مستقيم باشد يا به صورت غيرمستقيم تماس با آب و خاك آلوده در خيابان، مزارع يا جنگل باشد. نشان داده شده است كه بيش از 150 گونه از پستانداران قادر به حمل و ترشح لپتوسپيرا‌ها هستند، اما جوندگان (خصوصاً رت نروژي) مخزن كليدي مي‌باشند. بيماري در سراسر دنيا ديده مي‌شود. در ايران ابتلا به لپتوسپيروزيس اغلب در استان‌هاي شمالي و در ميان برنجكاران كه مدت زيادي بايد در زمينهاي مرطوب راه بروند، ديده مي‌شود. در مناطق شمالي كشور اين بيماري با نام تب بيجار معروف مي‌باشد. هر چند درمان به موقع بيماري بسيار موفقيت‌آميز است، اما مشكل اصلي تشخيص به موقع و عدم اشتباه آن با بيماري‌هاي مشابه است. به همين دليل در بعضي از رفرانس‌ها اين بيماري به عنوان يك بيماري چند چهره شناخته مي‌شود.

نكته مهم: لپتوسپيرا را بايد از هپاتيت ويروسي، آنفلوانزا و آپانديسيت افتراق داد و در نواحي گرمسيري از مالاريا، حصبه و تيفوس اسكرابی متمايز كرد. در يك تحقيق نشان داده شده است كه به سبب مشكلات تشخيص، فقط يك چهارم موارد لپتوسپيروزيس تشخيص داده مي‌شوند

تشخیص آزمايشگاهي لپتوسپیرا

جهت شناسايي بيماري لپتوسپيروزيس از خون (1 تا 2 ميلي‌ليتر سرم خون)، مايع نخاع و ادرار (10 تا 25 ميلي‌ليتر از ادرار مياني) نمونه‌برداري مي‌گردد. برای تشخیص بيماري لپتوسپيروزيس از روش‌های زیر استفاده می‌شود:

آزمايش مستقيم:

خون، مايع نخاع و ادرار را ابتدا براي جداسازي عناصر سلولي و بعد در دور بالا براي جداسازي باكتري سانتريفوژ كرده و سپس از رسوب گسترش تهيه نموده و پس از رنگ‌آميزي فونتانا با ميكروسكوپ نوري و يا تهيه Wet mountتوسط ميكروسكوپ زمينه سياه به مشاهده باكتري مي‌پردارند. از لحاظ شكل ظاهري گونه‌هاي بيماري‌زا و ساپروفيت‌ها (غيربيماري‌زا) لپتوسپيرا از يكديگر قابل تفكيك نيستند و بهترين وسيله براي مشاهده اين اجرام، استفاده از ميكروسكوپ زمينه تاريك است. لپتوسپيرا با رنگ‌هاي آنيليني بخوبي رنگ‌آميزي نمي‌شوند.

نكته مهم: تكنيك‌هاي رنگ‌آميزي نقره (Silver impregnation technique) در جنين‌هاي سقط شده و رنگ‌آميزي با قرمز كنگو در مورد رسوبات ادراري مي‌تواند مفيد باشد.

كشت لپتوسپیرا :

نمونه برداشت شده را مي‌توان در محيط كشت نيم جامد فلچر(Fletcher) ، محيط مايع Trypticase-soy broth (TSB) محيط كشت مايع EMJH broth (Mc callongh, Johnson. Harris Ellingehaasen)، محيط مايع Khortof، محيط جامد يا مايع bovineserum albumin-Tween 80 و محيط مايعStuartکشت داد. اگر به محيط Khortof، ماده 5 فلورویوراسیل (200 µg/mL) و فسفومایسین اضافه شود، محیط انتخابی می‌گردد. براي ايزوله سروتيپ‌هاي سخت رشد بايستي به محيط‌ها سرم خرگوش اضافه نمود. توصيه مي‌گردد كه براي جداسازي بالاي باكتري نمونه‌ها در چهار لوله مختلف كشت داده شوند و ميزان تلقيح نمونه در محيط كشت خيلي زياد نباشد (چراكه تلقيح زياد در رشد باكتري تداخل مي‌كند). نمونه ادرار را بايد هر چه سريعتر كشت داد، زيرا pH اسيدي ممكن است سبب نابودي باكتري گردد.كشت‌هاي انجام شده در حرارت 30 درجه سلسيوس براي مدت 8-6 هفته انكوبه مي‌شود و در هر هفته يك قطره از نمونه كشت را برداشت نموده و توسط ميكروسكوپ زمينه سياه مشاهده مي‌نمايند. بايد توجه داشت كه در محيط‌هاي نيم‌جامد لپتوسپيراها به صورت حلقه 5/0 تا 1 سانتيمتري در زير سطح محيط رشد مي‌نمايند

نكته مهم: لپتوسپيرا در هفته اول از نمونه‌هاي خون و CSF توسط كشت قابل جداسازي مي‌باشد، ولي از ادرار مي‌توان تا يك ماه آن را ايزوله نمود.

روش‌هاي سرولوژي:

از روش‌هاي سرولوژيك مانند آگلوتيناسيون، هماگلوتيناسيون غيرمستقيم، IF غيرمستقيم، ELISA و … مي‌توان به شناسايي بيماري پرداخت. اختصاصي‌ترين روش، تعيين سروتيپ باكتري روش هماگلوتيناسيون می‌باشد. يك تست اسلايد آگلوتيناسیون يا الیزا، آنتي‌بادي را در سرم نشان می‌دهد.

تشخيص زودهنگام به دليل اينكه فاز اول لپتوسپيروزيس علائمي شبيه سرماخوردگي دارد و چون آنتي‌بادي قابل تشخيص در اين مرحله ظاهر نمی‌شود، خيلي مشكل است. معمولاً ميزان آنتي‌بادي قابل اندازه‌گيري ضد لپتوسپيرا، در روز 6 تا 12بيماري و ماكزيمم در هفتة سوم و چهارم وجود دارد.

تزريق به حيوان آزمايشگاهي

از روش‌های حساس برای شناسائی لپتوسپيرا تزریق به هامستر و خوکچه هندی است.

جداسازي آنتي‌ژن و اسيد نوكلئيك

با استفاده از آنتي‌بادي منوكلونال مي‌توان آنتي‌ژنهاي لپتوسپيراها را در ادرار يا نمونه‌هاي ديگر شناسائي كرد. تکنیک‌های مولکولی مانندPCR، DNA پروب و REA (Restriction Endonuclase Analysis) با حساسیت و اختصاصیت بالای 95 درصد برای شناسائی اسيد نوكلئيك لپتوسپيراها در بعضی از آزمایشگاه‌های پیشرفته انجام می‌شود.

درمان.گاهي تأثير آنتي‌بادي‌ها بر لپتوسپيروزيس متفاوت است، اما داكسي‌سايكلين با پني‌سيلين G استفاده مي‌شود.


   منبع خبر: آزمایشگاه پارسه

ارسال نظر

نام (اختیاری) :
*
ایمیل(اجباری):
نظر شما:
کد بالا :

نظرات کاربران